
ميگويم دوستت دارم
تو بشنو دلم برايت تنگ شدہ
ميگويم مراقب خودت باش
تو بشنو دلم برايت تنگ شدہ
مي گويم حال و احوالت چطور است ؟
تو بشنو دلم برايت تنگ شدہ
تو اصلا هرچه مي گويم را بشنو
دلم برايت تنگ شدہ
من اينجا ؛ من آنجا
اصلا من هرجا که باشم
دلم برايت تنگ مي شود
رو که بر مي گرداني
از آن لحظه ي خداحافظي
تا ديـــدار ِدوبـارہ ات
لحظه به لحظه
دقيقه به دقيقه
دلم برايت تنگ مي شود
من در هرجمعي هم که باشم
چه غريبه ، چه آشنا
دلم تنها براي تو تنگ مي شود
اي واي من ! ديدي چه شد ؟
همه اش که شد دلتنگي ... !
بين خودمان بـماند
راستش را بخواهي
همين حالا ؛ همين حالاي حالا هم
دلم براي تو ،
تــــو يک نـفر تنــــگ شــدہ...
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی